ميرزا محمد حيدر دوغلات

278

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و بعد از اندك فرصتى در جنگ به دست يكى از ملازمان ، همين مقصود على افتاده است . مىخواست كه اگر او را زنده پيش خان رسانى كه به دست خود او را كشد ، لايقتر باشد و موجب منت بيشتر گردد . او را زنده پيش « 1 » خان رسانيدند . خان اظهار بشاشت كرد و پيش طلبيد و گفت كه نيك شد كه به دست افتادى ، ما ديگر بوديم . با آنكه يك جامعه بيش نداشت ، آن را به وى بخشيد ، چه در مغولستان هر چند كه ملبوس در غايت كثرت است تا اواخر حال به نظر عنايت ، منظور مىداشت . 64 مكارم « 2 » اخلاق خان بىحد است ، هر كدامى در محل خود خواهد آمد . بالجمله « 3 » زخمين و به مشقت تمام به برادر كه سلطان خليل سلطان است ملحق شد . سلطان خليل سلطان بعد از فوت پدر از منصور خان گريخته به مغولستان برآمده بود و به مردم قرغيز كه شير بيشه مغولستان ايشانند ملحق شده ، ايشان او را به پادشاهى پذيرفته بودند . مدت‌ها به « 4 » برادر مىبودند . در اواخر حال ميان ايشان و سلطان محمود خان و منصور خان ظفر و هزيمت و « 5 » كش و فرخش بسيار واقع شد « 6 » . محاربات عظيمه و واقعات عجيبه دست داده بود و در آن محاربات زخم‌ها رسيده بود كه عقل سليم از صحّت آن زخم‌ها امتناع مىنمود . شرح آن به مقصود چندان دخلى ندارد و از سنه عشر و تسعمايه 65 تا سنه « 7 » اربع و عشر و تسعمايه 66 در مغولستان به محاربه و مكاوحه در ميان يكديگر مىبودند تا آنكه سلطان محمود خان در ميان برادرزاده‌ها و مردم متفرق مغولستان به تنگ آمده « 8 » پيش « 9 » شاهى بيگ خان رفت كه آن قصه مذكور شد . [ چون منصور خان و سلطان سعيد خان و سلطان خليل سلطان ماندند ، منصور خان ] « 10 » بر سر برادران راند و ايشان نيز مصاف كشيدند . اين واقعه در آلماتو 67 كه از مواضع مشهوره مغولستان است ( 112 ر ) ، واقع بود . جنگ صعب بود . آخر الامر شكست بر جانب سلطانان افتاد .

--> ( 1 ) . نت : - پيش . ( 2 ) . نگ : به وى بخشيد و تا آخرين روزهاى عمر خود او را در مغولستان نگهداشت و هميشه به نظر التفات به او مىنگريست مكارم . ( 3 ) . نت : + كه . ( 4 ) . نت : - به . ( 5 ) . نت : - و . ( 6 ) . نت : - شد . ( 7 ) . نت : + و . ( 8 ) . نت : آمد . ( 9 ) . نت : عشق . ( 10 ) . نب : - چون منصورخان . . . خان .